تبلیغات
صفحه شخصی نبی الله باستان فارسانی - مطالب ابر نبی الله باستان
منوی اصلی
صفحه شخصی نبی الله باستان فارسانی
بیستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد
  • به نام خداوند جان و خرد

    همکاران ارجمند در تشکّل‌های صنفی معلّمان سراسر کشور

    دوستان عزیز فعّال صنفی و مدنی

         این‌جانب نبی‌الله باستان فارسانی، دبیر آموزش‌وپرورش شهرستان فارسان در استان چهارمحال‌وبختیاری، همان‌گونه که می‌دانید، از سال 1381 تاکنون به صورت بی‌وقفه با کانون‌های صنفی معلّمان کشور همکاری داشته و در جهت ایفای حقوق صنفی و مدنی تلاش‌های فراوان کرده‌ام. فعّالیّت در فضای مجازی و راه‌اندازی تارنماهای مختلف به منظور تحقّق اهداف برحقّ خود و همکارانم، بخشی از فعّالیّت‌های من بوده و هست. در این مدّت دوازده ساله‌ی فعّالیّت صنفی-مدنی، دچار مشکلات و مسائل متعدّدی چون زندان، اخراج و تبعید شدم ولی به دلیل ایمان قلبی به اهداف متعالی صنفی، هیچ‌گاه سر فرود نیاورده و هر روز مصمّم‌تر از روز قبل، به فعّالیّت خود ادامه دادم. در این مدّت به این نتیجه دست یافته‌ام، که فضای جامعه آن‌قدر محدود و تنگ است که بیشتر معلّمان کشور، هنوز به انجام هرگونه فعّالیّت در جهت احقاق حقوق خود تردید و ترس داشته و از آن دوری می‌جویند.

         امّا اکنون که مدّت بیست‌وشش سال از خدمت صادقانه‌ام در آموزش‌وپرورش می‌گذرد و نگاهی گذرا به پشت سر می‌اندازم، می‌بینم که بیشترین ظلم را به خانواده‌ی خود کرده و نتوانسته‌ام با حقوق ناچیز دریافتی، حتّی سرپناهی برای آن‌ها فراهم نمایم. این‌جاست که معنای شغل دوم و سوم همکارانم را با تمام وجود حس کرده و به حال آموزش‌وپرورش کشورم افسوس می‌خورم که با ضعیف نگهداشتن زیرمجموعه‌اش آینده‌ای سست و بی‌بنیاد را برای کشور ایران رقم می‌زند. چرا که معلّمی که دغدغه‌ی معیشت و رفاه نداشته باشد، با عشق و علاقه در راستای تعلیم و تربیت فرزندان این مرزوبوم تلاش می‌کند و معلّمی که دغدغه‌ی نان شب خانواده‌اش را داشته باشد، هیچ انگیزه‌ای برای تدریس نداشته و نتیجه‌اش آن‌گونه که امروزه دیده می‌شود، ضربه‌های جبران ناپذیر بر پیکره‌ی نظام آموزشی و پرورشی کشور خواهد بود.

         در نتیجه اکنون که سال‌های پایانی خدمتم را پشت سر می‌گذارم، تصمیم گرفته‌ام، هرگونه فعّالیّت صنفی-مدنی را کنار گذاشته و وقت خود را صرف خدمت به خانواده و تلاش در جهت رفاه حال آنان و آینده‌ی تحصیلی فرزندانم کنم. امید است که دوستان عزیزم در تشکّل‌های صنفی که بی‌تردید از بهترین دوستان زندگی‌ام بوده و هستند در مسیر برحقّ خود پیروز و سربلند باشند و هرگونه کوتاهی، ناراحتی و رنجشی از این‌جانب دارند، حلال کرده و بر من ببخشایند.

                                                     نبی‌الله باستان فارسانی 28 آذرماه 1393

    آخرین ویرایش: جمعه 28 آذر 1393 16:17
    ارسال دیدگاه



  • زبان در متن

    انسان در حاشیه
    بگذریم که ـ لهجۀ من اینجایی نیست ـ خودم که اینجا هستم
    در این جای زمین
    این در و دیوار، میز و صندلی، حتا این گلدان گل، شاهد من اند
    شما شاهد منید
    تمام عمر، لب ها و زبان ها، چشم ها و لهجه ها، حتا دست ها را خریدم
    ولی گوش ها را نمی فروشند
    هیچکس خودم را و همه لهجه ام را با لبخند می خرند
    و تو نیستی
    دیگر به اینجایم رسیده ام
    جایی که زنجیر را دیگر طاقت گردنکشی نیست
    در این جای زمین کفش های هرکس جداست
    پاها هیچ کاری با کفش های دیگران ندارند
    هیچ کفشی هم تشنۀ هیچ پای غریبه ای نیست
    من با پاهای خودم تو را گشتم
    آنقدر پیدایت نکردم که کفش هایم برایت تنگ شده اند
    دیگر به لب خاک رسیده ام
    می ترسم به لب مورچه برسم و تو نباشی
    انسان در متن
    زبان در حاشیه
    نفهمیدم آخر ستاره ها چرا شب قدم می زنند
    هربار که خواستم همراهیشان کنم انگشت هایم تمام شدند
    و تو باز هم نبودی
    ستاره ها هم با دردِ این جای زمین غریبه اند
    این جا به پرندگان برای یک بار تماشا پول می دهند
    به اسب هم پول می دهند
    و قایق
    پول یعنی مرا در اینجا می بینم که در اینجا کفش های هرکس جداست
    و متن در حاشیه.

    * * *
    نبی الله باستان فارسانی ـ بروجرد 23 اسفند 92
    آخرین ویرایش: سه شنبه 26 فروردین 1393 21:28
    ارسال دیدگاه